ارزیابی جایگاه مدیریت شهری تهران در ساختار کلان سیاسی و مدیریتی
کلمات کلیدی:
مدیریت شهری ساختار سیاسی, مدیریتی, تهرانچکیده
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی جایگاه ساختاری و کارکردی مدیریت شهری تهران در نظام کلان سیاسی و مدیریتی کشور و شناسایی مهمترین قوتها و نارساییهای آن انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و با رویکرد آمیخته کیفی–کمی انجام شد. جامعه پژوهش شامل متخصصان شهرسازی، مدیریت شهری، مدیران و کارشناسان سازمانهای مرتبط با اداره شهر تهران بود که 75 نفر از آنان با روش نمونهگیری غیراحتمالی گلولهبرفی انتخاب شدند. دادههای کیفی از طریق مطالعه اسناد، منابع کتابخانهای، مقالات و پایاننامهها گردآوری شد و بر مبنای آن، معیارهای اولیه ارزیابی استخراج گردید. سپس دادههای کمی با استفاده از پرسشنامه بسته و در قالب فرایند سهمرحلهای پانل دلفی گردآوری شد. پس از پالایش معیارهای اولیه، 20 معیار در هشت شاخص تمرکززدایی، مشارکت، قانونگرایی، شفافیت و پاسخگویی، کارایی و اثربخشی، اجماعمحوری، مسئولیتپذیری و عدالت و انصاف ارزیابی شدند. تحلیل دادهها بر اساس میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات صورت گرفت. نتایج استنباطی حاصل از اجماع خبرگان نشان داد جایگاه مدیریت شهری تهران از نظر ساختاری و کارکردی در وضعیت نامطلوب قرار دارد؛ بهگونهای که از مجموع 20 معیار، 12 معیار امتیازی کمتر از میانگین نظری سه و تنها هشت معیار امتیازی بالاتر از آن کسب کردند. در بعد ساختاری، بیشترین امتیاز به تأثیر سیاستگذاریهای کلان اقتصادی و اجتماعی بر شهرداری اختصاص یافت، درحالیکه ضعف در تمرکززدایی، انسجام اداری، همکاری بینسازمانی، تأمین درآمدهای جدید و شفافیت مشاهده شد. در بعد کارکردی، توان مسئولیتپذیری نیروی انسانی با تفکیک دقیق وظایف بالاترین ارزیابی را داشت، اما واگذاری اختیارات به مدیران محلی و جامعه مدنی، پویایی نهادی، آموزش نیروی انسانی و مشارکت شهروندان نامطلوب ارزیابی شدند. اصلاح جایگاه مدیریت شهری تهران مستلزم گذار از ساختار متمرکز و چندپاره به مدیریت یکپارچه، چندسطحی و مشارکتی، افزایش اختیارات نهادهای محلی، تقویت هماهنگی بینسازمانی، توسعه منابع درآمدی پایدار، پاسخگویی نهادی و مشارکت مؤثر بخش خصوصی، نهادهای مدنی و شهروندان است.
دانلودها
دانلود
گاهشمار انتشار
- ارسال
- بازنگری
- پذیرش